سرنوشت خوش و ناخوش ساعت خوشی ها


ساعت خوش برنامه ای بود که از سال 73 تا 74 به کارگردانی مهران مدیری هفته ای یک بار از شبکه دو پخش می‎شد. البته اون سال‎ها فقط تلوزیون دو تا شبکه داشت.

نویسندگی‎ش به عهده مهران مدیری و ارژنگ امیرفضلی و گاهی رضا عطاران و علی مسعودی و مهدی فیروز بود. این مجموعه خیلی در بین مردم گل کرد. بازیگران این مجموعه هم که خیلی هاشون اولین کار تلوزیونی‎شون بود، یک دفعه به شهرت زیادی رسیدند.

حالا بیایم ببینیم سرنوشت بازیگران و عوامل این مجموعه به یاد ماندنی به کجا رسید و الان کجا هستن و چیکار می کنن.

مهران مدیری

مهران مدیری رو همه میدونن کجاست! اگر نمی‎دونی کافیه تلویزیون رو روشن کنی! پنج تا کانال عوض کنی ،حداقل توی سه تاش هست! اگه تلویزیون نداری، گوشی‎ت رو بردار. یا کلیپاش توی فضای مجازی داره دست به دست میشه. یا تو وی او دی ها سریال های جدیدش هفته به هفته آپدیت میشه.

اگر هم از قیافه‎ش خوشت نمیاد! توی سایت های موزیک می‎تونی دنبال آهنگاش بگردی. خلاصه که اصلا سخت نیست پیدا کردنش. مهران مدیری یه جوری تو برنامه سازی رکورد داره که هر لحظه بخوای حساب کنی باید بگی الان ؟ یا الان ؟

بیش از 600 هزار دقیقه ثبت در گینس.

یکی دیگه از رکورد هاش ،جایزه جشن حافظه که 9 بار – بالاتر از هرکسی- این جایز رو برده.

رضا عطاران

رضا عطاران هم همین طرفاست ولی خب با چشم غیر مسلح قابل دیدن نیست مخصوصا اگه هوا ابری باشه که دیگه اصلا نیست چون ستاره ها رو سخت میشه پیدا کرد.

رضا عطاران بعد از ساعت خوش یه مدت با وانت چیپس و پفک پخش می‎کرد چون بزرگواران بهش استراحت مطلق داده بودن.

ولی بعد از یه مدت برگشت و شروع کرد به برنامه ساختن. حالا نساز کی بساز؛ از سیب خنده که هر آیتمش هنوزم خاص وخنده داره تا پایان سریال های آیتمی‎. اون سریال عجیب وغریب سورئال قطار ابدی و  سریال های رئال داستانی- به قول مهران مدیری کثیف و چرک- توی ماه رمضان که دوست داشتنی تر از هر چیزی بود که بعد و قبلش پخش ‎شد.

رضا عطارانِ ساعت خوش که میکروفن دست می‎گرفت، می‎رفت توی خیابون، با فرنی فروش و راننده تاکسی مصاحبه می کرد و خودش هم قاه قاه می خندید. شد یکی از گران ترین ستاره های سینما. آمار و ارقام فروش فیلم ها گویاست. و چه نقش های خوبی توی فیلم های کاهانی بازی کرد و نشون داد قرار نیست فقط اون خنده های بلند و با مزش ما رو بکشونه به سینما،  بلکه می‎تونه نقش یه مامور نیروی انتظامی رو با شخصیتی خاکستری توی فیلم اسب حیوان نجیبی‎ست به خوبی در بیاره.

خلاصه که؛رضا عطارانِ ستاره سینما نگو ستاره دلها بگو.

سعید آقا خانی

سلام، سلام، صد تا سلام ! خان‎دایی جان خان‎دایی جان !

چی شد ؟

کی فکر می‎کرد اون سعید آقا خانی بشه این !

از کمدی تا تراژدی با سعید آقا خانی !

برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد برای فیلم خداحافظی طولانی !

الان سعید آقاخانی کافیه تو یه فیلم ده دقیقه بازی کنه. مث آهنربا مخاطب رو جذب اون فیلم میکنه. مثل فیلم قسم محسن تنابنده که شاید فقط شیش هفت دقیقه بود ولی کل فیلم بود ! حس می‎شد. همه‎ش منتظر بودی دوباره بیاد ولی با نیومدنش فیلم رو جلو می‎برد. بخاطر تاثیر همون شیش هفت دقیقه.

یک‎دفعه وقتی همه فکر می‎کردند سریال پایتخت، خاتم همه سریالای طنز تلویزیونه، نون خ پیداش میشه. با معرفی یه خروار بازیگر طنز جدید به دنیای فیلم و سریال !

به این میگن #کارما

سعید آقاخانی ساعت خوش، سعید آقا خانی نون خ .

حمید لولایی

زاده شده برای این که نقش یک پدر رو بازی کنه. شاید سن من قد نمیده ولی تاحالا نقشی ندیدم از حمید لولایی که غیر از نقش محوری پدر یک خانواده رو بازی کنه. بدون ریسک. بدون چالش. یک خط صاف با کمی انحنا بخاطر اغراق و خبرگی در بعضی از نقش ها ، مثل زیر آسمان شهر. و دوباره تکرار، تکرار، تکرار. هیچوقت هم از کمدی در نیومد و چیزی رو تست نکرد. مثل یک پدر واقعی ایرانی !

نادر سلیمانی

شاید الان پایین تر از جایگاه ساعت خوش ایستاده. حالا توی برنامه هایی مثل بازی مافیا و اینجور جاها می بینیمش. توی سنتوری با وجود نقش کمش، درخشان بود و نقش کمی هم توی سریال ستایش(1) داشت که نشون داد کارش فقط کمدی نیست. ولی یا بخاطر سادگی و بی ریا بودن شخصیتش بود که دیگه بهش نقش مهمی پیشنهاد نشد یا مشکلات زندگی یا هر چیز دیگه ای که ممکنه ما  ازش بی‎خبر باشیم.

ارژنگ امیرفضلی

یک استعداد به تمام معنا. من تئاترهاش رو ندیدم ولی شنیدم و حدس می‎زنم که چقدر قویه. ارژنگ کم پیداست. گاهی توی یک سری فیلم سینمایی های اتوبوسی دیده میشه، یه وقتایی توی سریال های طنز شبکه یک. اوجش هم فیلم اخراجی ها بود که نشون داد چقدر بامزه و جدی می‎تونه یه نقش رو دربیاره. آخرین حضور پر رنگش هم بین تماشاگران خندوانه بود و دیگه نیست ! شاید هم نمی‎خوان باشه! ولی چیزی که مشخصه شخصیت بی ریا و دغدغه مندشه که ظاهرا مثل خیلی‎های دیگه حالش خوب نیست !

نصرالله رادش

یک کمدین به تمام معنا ! از اول قوی و پرانرژی بود و چیزی بهش اضافه یا کم نشده. همون رادش ساعت خوش بارها و بارها توی سریال های بیشتر آیتمی دیده شد با اون غلظت صدای پر حجمش. یه سریال بازی کرد به اسم شغال که نقش اولش بود و درخشان. آخرین درخشش در نقش حیف نون توی سریال باغ مظفر . البته بی انصافیه نقشش رو توی سریال مسافران رامبد جوان نادیده بگیریم.

یوسف صیادی

یک کاریکاتور زنده، کم فروغ و راضی ! در حدی که در سریال مرد دو هزار چهره مهران مدیری پشت صحنه روپایی میزد یه وقتایی هم دیالوگ می‎گفت. با وجود این که حتی اگه حرف هم نزنه، آدم خنده‎ش می‎گیره! ولی شاید نتونسته خودش رو توی جایی که باید باشه قرار بده و معمولا دیده نمی‎شه.

رضا شفیعی جم

بازیگری که اگر بخوای تعداد کارکترهای مختلفی که بازی کرده رو بشماری، ساعت ها باید فکر کنی. هیچ بازیگر طنزی- به جرات میشه گفت- به اندازه رضا شفیعی جم توی این سال ها کارکترهای مختلف بازی نکرده. با صداش، با میمیک صورتش، با هیکلش، قابل تبدیل شدن به هر چیزی ست.

چندتاش رو مرور کنیم:

درک، بامشاد، قلمراد، کیوون، کامبیز باغی و متفاوت تر از همه نقش جدی در موقعیت طنز سریال ترش و شیرین عطاران به عنوان پسر حمید لولایی.

هنوز هم که هنوزه هر کارگردانی در فضای طنز دنبال یه کارکتر بامزه و جدید باشه سراغ شفیعی جم رو می‎گیره. ولی مشکلش شاید این باشه که با هر کسی و در هر فیلمی بازی می‎کنه.

شفیعی جم بعد از ساعت خوش پیشنهادی از بهرام بیضایی داشته که بخاطر همون نگرانی های دوستان از پر کاریش،  این پروژه رو از دست میده و شاید مسیر زندگی‎ش تغییر شدیدی میکنه !

امیر غفارمنش

بعد از ساعت خوش دیگه با مهران مدیری کار نکرد و بیشتر توی سریال های مناسبتی عید و ماه رمضان و اینجور جاها بود و نقش های اصلی این سریال ها رو هم بازی می‎کرد و البته بازی می‎کنه.

 روی یک مسیر مشخص بدون چالش.

حسین رفیعی

بیشتر مجری بود تا بازیگر. البته جایگاه حسین رفیعی رو بجای اینکه بخوایم با بچه های ساعت خوش مقایسه کنیم باید با بچه های نیم رخ و اکسیژن مقایسه کنیم، شهاب حسینی کجا، حسین رفیعی کجا ! اوج مجری گری‎ش هم توی برنامه مهتاب با محمد حسین بود که واقعا زوج خوبی بودند ولی خب، بگذریم …  این اواخر هم توی شبکه قرآن مجری یک برنامه بود به اسم یکی بود یکی نبود. پس اگه الان دنبالش می‎گردید بزنید شبکه قرآن.

فاطمه هاشمی

به نسبت بقیه بازیگرانی که خیلی کم فروغ و کم کار بودند، فاطمه هاشمی پر کار بود. مهران مدیری هم هر وقت بهش نیاز داره صداش می‎کنه و کار که تموم می‎شه می‎ذارتش سر جاش! ولی بی انصافیه بگیم فقط توی سریالای مهران مدیری دیده شده، بریم سرچ کنیم زیاد کار کرده ولی خب من که همون‎هایی که تو کارهای مدیری بوده رو دیدم. شما رو نمی‎دونم !

رامین ناصر نصیر

یکی از معصوم ترین بازیگران طنز. زور می‎زنه بامزه باشه. نمی‎شه هم دوستش نداشت، بعد از ساعت خوش کمتر با مهران مدیری کار کرده و بیشتر توی کارهای کارگردان های دیگه ای بازی کرده. یه وقتایی هم بخاطر نوع چهره تیپیکال ایرانی‎ش توی سریال ها و فیلم‎های تاریخی نقش هایی طنزآمیز بازی کرده از جمله شهرزاد؛ نقش داماد سرخونه که تبحر خاصی توش داره.

اگر تو فرانسه به دنیا اومده بود شاید می‎شد باهاش داستان زندگی زیدان رو ساخت!

پوپک گلدره

شاید اگر بود الان در ردیف معتمدآریا یا مریلا زارعی می‎تونست قرار بگیره. بازیگری به ذات توانا و نوستالژیک. وقتی که سریال نرگس روی آنتن بود و هر شب همه پای تلویزیون منتظرش بودند ناگهان جاش رو به ستاره اسکندری داد و دار فانی رو وداع گفت. روحش شاد یادش گرامی.

نعیمه نظام دوست

نقش چندم در دنیای سینما و تلویزیون. نقش اول در فضای مجازی.

معصومه کریمی

تنها چیزی که ازش یادمونه نقش زن بهروز پیرپکاجکی توی زیر آسمان شهر یک.

طیبه ابراهیم

از اون بازیگرا که تا می‎بینی میگی: اََ این! ولی نه میدونی اسمش چیه، نه یادت میاد کجا بازی کرده ولی قطعا دیدیش.

نیما فلاح

بازیگری توانا ولی کم کار، بسیار هنرمند خوبیه و وقتی نقشی رو بازی میکنه، درست و با دل و جون این کار رو میکنه. آخرین بار توی سریال در حاشیه مدیری در یک موقعیت طنزِ درست، با جثه ای کوچک، نقش گنده لات زندان رو بازی می‎کرد و خیلی عجیبه که کمتر می‎بینیمش.

اردشیر منظم

این سال ها بوده ولی بیشتر صداش نه خودش.

سفر های میتی کمان ، فوتبالیست ها ، لوک خوش شانس و خیلی نقش های درخشان دیگه توی دنیای دوبله.

آرش میر احمدی

پایه ثابت سریال های طنز آیتمی، از ساعت خوش به بعد دیگه با مدیری کار نکرد و آخرین حضور پر رنگش توی سریال خنده بازار بود که واقعا سریال خوب و بامزه ای بود. تو هر آیتمش یه نقش جدید رو با تمام وجودش بازی می‎کرد .  بازیگری توانا ولی ریسک ناپذیر.

علی مسعودی

بعد از ساعت خوش بیشتر کار نویسندگی کرد و نبود تا مسابقه خنداننده شو خندوانه که باعث شد دوباره چهره‎ش رو ببینینم. بعد از اون کمی پر کار تر شد. تا همین عید 1400 سریال نوروز رنگی رو کار کرد که سریالی نسبتا ضعیف و گاهی بامزه و پر از نوستالژی بود.

محسن حاجیلو

محسن حاجیلو کسی ست که بالاخره شما رو پیدا میکنه! هر لحظه ممکنه از پشت دیواری، شمشادی ، چیزی بپره بیرون با یه میکروفن توی دستش. کسی که توی ساعت خوش رفت تو نقشش و هیچوقت دیگه ازش خارج نشد.

داود اسدی

بازیگری که از فضای طنز فاصله گرفت و چند فیلم جدی رو بازی کرد و متاسفانه در سن 38 سالگی در اثر سکته قلبی در گذشت.

نتیجه گیری:

با این مقایسه اجمالی بین تعدادی بازیگر- بعد از گذشت  سه دهه- میشه این نتیجه رو گرفت که ممکنه خیلی ها از یک نقطه با هم شروع کنند ولی ادامه دادن مسیر و چطور ادامه دادن مسیر می‎تونه خیلی تعیین کننده باشه. قطعا تلاش، پشتکار، مطالعه، سماجت -و در این سرزمین پوست کلفتی- می‎تونه دلایل موفقیت باشه.

کیا والنتینو – مجله طنزپردازی

5 نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *